پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

خامه فروهشته بود، آیت تنزیل را

باز دمیدن گرفت، صور سرافیل را

حجت ناطق منم، کوری دعوی گران

تیغ زبانم گرفت، خطه تخییل را

چون عرق افشان شود، کلک گهر ریز من

با خوی خجلت بشو، حاصل تحصیل را

کودک تی تی کنی! قافیه سنجی بهل

چون به سخن بنگری، صاحب انجیل را؟

جوهریانت مباد، سخرهٔ گیتی کنند

در صف گوهر مکش، مهرهٔ سجیل را

محفل طور است این، شمع مزار تو چیست؟

جانب ایمن مبر، بیهده قندیل را

شوق چو سیمرغ را، بال گشاید بر اوج

در بر خفاش نه، بال ابابیل را

صعوه مسکین کجا، قله ی قاف ازکجا؟

پشّه چه پهلو زند، طنطنهٔ پیل را

ذره چه شوخی کند، با علم آفتاب؟

قطره هماورد نیست، بارقهٔ نیل را

چون لب داوود دل، لحن زبور آورد

بر لب زنبور زن، طعنهٔ تنکیل را

پیش حزین از سخن، عرض تجمّل مکن

تحفه به خاقان مبر، موزه و زنبیل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
  2. شمارهٔ ۹۴هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
  3. شمارهٔ ۹۵ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را
  4. شمارهٔ ۹۶چه گیرایی ست یارب جلوه گیسوکمندان را؟
  5. شمارهٔ ۹۷به فردا وعده داد امروز جان ناشکیبا را
  6. شمارهٔ ۹۸تراوشهای موج خون، کند غمخواری ما را
  7. شمارهٔ ۹۹عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دل‌ها
  8. شمارهٔ ۱۰۰افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.