پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را

که داغ لاله کردم، مردم چشم غزالان را

نه آنم کز جفای عشق، آسان دست بردارم

به دامان قیامت می برم، چاک گریبان را

سواد دیدهٔ من، صورت نقش نگین دارد

ز بس افشرده ام بر چشم خون آلود، مژگان را

عبیر آلوده بویی، مغز گل را عطسه زن ، دارد

مگر دست صبا زد شانه، آن زلف پریشان را

نگاهت نارسا می افتد از دل های مشتاقان

به کوتاهی مبادا شهره سازی، مَدِّ احسان را

سراسر صرف شبهای جدایی می شود عمرم

برای سوختن چون شمع، دارم رشتهٔ جان را

گذشت آن هم که دل را از شهادت شاد می کردم

کشید از سینه ام بی رحمی صیّاد پیکان را

خدنگ ناز بی پروا، نگاه عجز نامحرم

که دیگر بر سر رحم آورد، آن نامسلمان را؟

حزین ، سر سبز دارد دانه ام را پرتو لطفش

نگهدارد خدا از چشم بد، آن برق جولان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷به فردا وعده داد امروز جان ناشکیبا را
  2. شمارهٔ ۹۸تراوشهای موج خون، کند غمخواری ما را
  3. شمارهٔ ۹۹عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دل‌ها
  4. شمارهٔ ۱۰۰افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
  5. شمارهٔ ۱۰۱چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما را
  6. شمارهٔ ۱۰۲ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را
  7. شمارهٔ ۱۰۳درین فکرم، که تعلیم جبین سازم سجودش را
  8. شمارهٔ ۱۰۴در کوچهٔ آن زلف مده راه صبا را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.