پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

نبرد جلوهٔ گل جانب گلزار مرا

می برد نالهٔ مرغان گرفتار مرا

بس که در پای گلی شب همه شب نالیدم

خون دل می چکد از غنچهٔ منقار مرا

برده دل را و سر غارت ایمان دارد

نگه شوخ تو آورده به زنهار مرا

بود آیا که شبی باز به خوابش بینم؟

شمع بالین شود، این دولت بیدار مرا

سر هم بزمی خورشید ندارم چو مسیح

بگذارید در این سایهٔ دیوار مرا

ابر هرگز نکند دامن دریا خالی

دل کجا می شود از گریه سبکبار مرا؟

بس که ابنای زمان جمله دنی طبعانند

از بها می فکند، جوش خریدار مرا

افعی نرم نما، دشمن جان است حزین

حذر افزون بود از مردم هموار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱خامه فروهشته بود، آیت تنزیل را
  2. شمارهٔ ۹۲بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما
  3. شمارهٔ ۹۳به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
  4. شمارهٔ ۹۴هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
  5. شمارهٔ ۹۵ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را
  6. شمارهٔ ۹۶چه گیرایی ست یارب جلوه گیسوکمندان را؟
  7. شمارهٔ ۹۷به فردا وعده داد امروز جان ناشکیبا را
  8. شمارهٔ ۹۸تراوشهای موج خون، کند غمخواری ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.