پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

گذشته است ز گردون لوای رفعت ما

گرفته روی زمین، آفتاب شهرت ما

شکسته رنگی تن، کرده بر جهان روشن

که خاک زر شود از کیمیای صحبت ما

فلک فکنده سپر در مصاف نالهٔ من

بلند کردهٔ دست دل است، رایت ما

ز قیل و قال، مرا وقت جمع تر گردد

بود ز حلقهٔ مجلس، کمند وحدت ما

اگر چه در تَهِ خاکم ز گرد کلفت دل

همان چو آینه باز است چشم حیرت ما

به راه مهر تو هر رخنه ای ست آغوشی

ز چاک سینه دمیده ست، صبح دولت ما

خرد به مشهد ما می رود ز هوش، حزین

مگر ز لای شراب است خاک تربت ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹نبرد جلوهٔ گل جانب گلزار مرا
  2. شمارهٔ ۹۰سفید کرد غمت دیده های تار مرا
  3. شمارهٔ ۹۱خامه فروهشته بود، آیت تنزیل را
  4. شمارهٔ ۹۲بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما
  5. شمارهٔ ۹۳به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
  6. شمارهٔ ۹۴هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
  7. شمارهٔ ۹۵ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را
  8. شمارهٔ ۹۶چه گیرایی ست یارب جلوه گیسوکمندان را؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.