پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان را

که صدره شسته طفل اشک من چون مشق یونان را؟

غبار از تربتم چون بید مجنون می کشد بالا

سرافرازی بود افتادگی، طالع نگونان را

چه باید کرد مشت خون خود را؟ مضطرب حالم

سرافرازان نمی خواهند پامال زبونان را

به بند غیر تا باشد، بود دیوانگی ناقص

ز موی سر بود زنجیر پا، کامل جنونان را

نکویان را به خون زاهد و عاشق بود دستی

شراب مذهب و مشرب، حلال این ذوفنونان را

بخار از ارض، با جذب طبیعی بر نمی خیزد

چنین کز خاک ره برداشت چرخ سفله دونان را

حزین ، از معجز لعل که تعلیم سخن داری؟

خروشت، مهر بر لب می زند جادوفسونان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸به سر گسترده دارد ظلّ عالی، خیل نازش را
  2. شمارهٔ ۸۹نبرد جلوهٔ گل جانب گلزار مرا
  3. شمارهٔ ۹۰سفید کرد غمت دیده های تار مرا
  4. شمارهٔ ۹۱خامه فروهشته بود، آیت تنزیل را
  5. شمارهٔ ۹۲بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما
  6. شمارهٔ ۹۳به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
  7. شمارهٔ ۹۴هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
  8. شمارهٔ ۹۵ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.