پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

داغند، ز رخسار تو ای رشک چمن‌ها

چون لاله، شهیدان به سمن‌زار کفن‌ها

از شرم، صدف را به دهان مهر خموشی ست

تا شد صدف گوهر نام تو، دهن‌ها

خون در جگر نافهٔ دل چون نشود خشک؟

در هر شکن زلف تو افتاده ختن‌ها

با چاشنی لذت زندان غمت رفت

از خاطر یوسف صفتان، یاد وطن‌ها

نگذاشت به جا آتش عشق تو سپندی

من مانده‌ام از سوخته‌جان‌ها تن تنها

دارد لب خاموش، هم‌آغوشی معنی

بر چهرهٔ اندیشه نقاب است سخن‌ها

در خاک، حزین یاد عقیق لب او برد

گرد سر این خاک شود، خون یمن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲نوشیده چمن دردی جام طربش را
  2. شمارهٔ ۸۳به آب از آتش می داده ام خاک مصلّا را
  3. شمارهٔ ۸۴در بغل آرزو کند، تیغ تو تندخوی را
  4. شمارهٔ ۸۵نگارین جلوهٔ من، تا به کی هر جا نهی پا را؟
  5. شمارهٔ ۸۶ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان را
  6. شمارهٔ ۸۷گذشته است ز گردون لوای رفعت ما
  7. شمارهٔ ۸۸به سر گسترده دارد ظلّ عالی، خیل نازش را
  8. شمارهٔ ۸۹نبرد جلوهٔ گل جانب گلزار مرا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.