پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

دیدم صنمی، های صلا، کعبه‌نشین‌ها

بیعانه ببازید به یادش دل و دین‌ها

در عشق، دل از کوثر و رضوان نگشاید

از دوست تسلی نتوان گشت، به این‌ها

صید دلم افتاد به صحرای رمیدن

صیّاد نگاهان! بگشایید کمین‌ها

شد خاک، سر سجده بر آن در قدم تو

بخرام که فرش است به راه تو جبین‌ها

آن کیست که در جلوه‌گهت رخش بتازد؟

کرده‌ست تهی، غمزهٔ بی‌باک تو زین‌ها

در کیش محبت هدف ناوک نازند

ابروی کماندار تو را چله‌نشین‌ها

زیر قلم توست حزین کشور معنی

این نقش ندارند خدیوان به نگین‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱رنگینی دکّان شود آن چشم سیه را
  2. شمارهٔ ۸۲نوشیده چمن دردی جام طربش را
  3. شمارهٔ ۸۳به آب از آتش می داده ام خاک مصلّا را
  4. شمارهٔ ۸۴در بغل آرزو کند، تیغ تو تندخوی را
  5. شمارهٔ ۸۵نگارین جلوهٔ من، تا به کی هر جا نهی پا را؟
  6. شمارهٔ ۸۶ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان را
  7. شمارهٔ ۸۷گذشته است ز گردون لوای رفعت ما
  8. شمارهٔ ۸۸به سر گسترده دارد ظلّ عالی، خیل نازش را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.