پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

در بغل آرزو کند، تیغ تو تندخوی را

عرضه کنم اگر به گل، زخم شکفته روی را

مشک به کوی بیزدت، طرّه به باد اگر دهی

دل به کنار ریزدت، شانه کنی چو موی را

رشک ریاض خلد شد، دیده ز فیض عارضت

یاد قد تو کردام، سرو کنار جوی را

پرده چه پوشیم که من، در غم دل به عالمی

صبح صفت نموده ام، سینهٔ بی رفوی را؟

هست نقاب دلبران، شرم و حجاب و خال و خط

تیغ برهنه گفته ام، حسن برهنه روی را

دور رسید چون به ما، صاف شراب رفته بود

چرخ کند به ساغرم، درد ته سبوی را

وقت صبوح شد حزین، از می غم به لب چکان

زهر چش ترنّمی، کلک ترانه گوی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان را
  2. شمارهٔ ۸۷گذشته است ز گردون لوای رفعت ما
  3. شمارهٔ ۸۸به سر گسترده دارد ظلّ عالی، خیل نازش را
  4. شمارهٔ ۸۹نبرد جلوهٔ گل جانب گلزار مرا
  5. شمارهٔ ۹۰سفید کرد غمت دیده های تار مرا
  6. شمارهٔ ۹۱خامه فروهشته بود، آیت تنزیل را
  7. شمارهٔ ۹۲بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما
  8. شمارهٔ ۹۳به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.