پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

به آب از آتش می داده ام خاک مصلّا را

به باد، از نالهٔ نی دادهام، ناموس تقوا را

جبین را سجده فرسای در پیر مغان کردم

به بام کعبهٔ دل می زنم، ناقوس ترسا را

برهمن زادهٔ زنّاربندی برده ایمانم

که سودا می کنم باکفر زلفش دبن و دنیا را

نه ماضی هست پیش من نه مستقبل، خوشا حالم

یکی از قطع خواهش کرده ام، امروز و فردا را

ز رنج و راحت گیتیگل مقصود می چینم

برون آورده ام از پای دل، خار تمنّا را

مصفا می کند آیینهٔ دل را نظر بستن

تماشاهاست در هر پرده ای، ترک تماشا را

محبّت بر سر هر سنگ فرهاد دگر دارد

چها در عالم امر است، عشق کارفرما را؟

به لیلی می رساند نسبت آخر، تربت مجنون

به خاک کشتگان عشق، بی پروا منه پا را

به گوش اهل صورت کی رسد آوازهٔ معنی؟

نوای بلبل دیبا، سزد گلهای دیبا را

حیات آن را شمارم، کز خودی بستاندم ساقی

به جام می فروشم، شربت خضر و مسیحا را

حزین، چون موی آتش دیده می گردد رگ خوابم

به مخمل گر شبی سودا کنم، بالین دیبا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵نگارین جلوهٔ من، تا به کی هر جا نهی پا را؟
  2. شمارهٔ ۸۶ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان را
  3. شمارهٔ ۸۷گذشته است ز گردون لوای رفعت ما
  4. شمارهٔ ۸۸به سر گسترده دارد ظلّ عالی، خیل نازش را
  5. شمارهٔ ۸۹نبرد جلوهٔ گل جانب گلزار مرا
  6. شمارهٔ ۹۰سفید کرد غمت دیده های تار مرا
  7. شمارهٔ ۹۱خامه فروهشته بود، آیت تنزیل را
  8. شمارهٔ ۹۲بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.