پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

آموخت چو اشکم روش ره سپری را

بستم به میان توشهٔ خونین جگری را

درکوچهٔ دنیا گذر افتاده گذشتم

پروای نشستن نبود رهگذری را

در محکمهٔ شرع بصیرت، به گدایی

دعوی نرسد سلطنت در به دری را

حیرتکده، آیینهٔ آشوب ندارد

جمعیت خاصی ست پریشان نظری را

بی واسطه نتوان در آسوده دلی زد

از کف ندهی رابطهٔ بی خبری را

صوفی اگر از خرقه برآرد دل روشن

پوشد به نمد، آینه روشن نگری را

بگشای زبان، گوش سخن کش چو بیابی

مهر لب خاموش، علاج است، کری را

بر دوده کلکم نشود شیفته، جاهل

با سرمه صفایی نبود، بی بصری را

آرایش گلزار نکرد ابر بهاری

از اشک من آموخت چمن غازه گری را

وامانده ام از راهنوردان سبک سیر

تن بار گرانی شده جان سفری را

دل حوصله ورزید و نم اشک فرو خورد

تا سیر نمک ساخت، کباب جگری را

ممنون سپهرم که شکنج قفس او

نگذاشت به دل حسرت بی بال و پری را

در دودهٔ آدم نبود مردمی امروز

بر باد دهد ناخلف، ارث پدری را

شمشاد چه تابیده عبث طرّهٔ دعوی

زلف تو شکسته ست پر و بال پری را

از حیرت این طرز خرامی که تو داری

رفتار فراموش شود کبک دری را

بر لب نفسی بیش حزین تو ندارد

هنگام وداع است، چراغ سحری را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷محبّت خون گرمی بخشد این گلبن مثالان را
  2. شمارهٔ ۷۸دل دریا گهر، سرمایه بخشید ابر مژگان را
  3. شمارهٔ ۷۹دیدم صنمی، های صلا، کعبه‌نشین‌ها
  4. شمارهٔ ۸۰داغند، ز رخسار تو ای رشک چمن‌ها
  5. شمارهٔ ۸۱رنگینی دکّان شود آن چشم سیه را
  6. شمارهٔ ۸۲نوشیده چمن دردی جام طربش را
  7. شمارهٔ ۸۳به آب از آتش می داده ام خاک مصلّا را
  8. شمارهٔ ۸۴در بغل آرزو کند، تیغ تو تندخوی را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.