پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

چو لاله با چمن حسن و عشق، خوست مرا

می مجاز و حقیقت به یک سبوست مرا

ز نکهت نفسم می‌دمد بهار، که دل

ز داغ عشق تو چون نافه مشکبوست مرا

به گرد بام و درم دیر و کعبه می‌گردد

از آن زمان که به درگاه عشق، روست مرا

ز خود تهی شده‌ام چون نی و ز ناله پرم

خروش درد تو پیچیده در گلوست مرا

عقیق صبر، زبانم به کام حسرت سوخت

مکیدن لب لعل تو، آرزوست مرا

گدای عشقم و ناید فرو به مهر سرم

می چو آتش سوزنده در سبوست مرا

به راه صبح ندارم چراغ دیده، حزین

که داغ بر جگر و سینه بی‌رفوست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را
  2. شمارهٔ ۷۲ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
  3. شمارهٔ ۷۳گناهی نیست عالم سوزی آن آتشین رو را
  4. شمارهٔ ۷۴ساقی قدحی در ده، از خود بستان ما را
  5. شمارهٔ ۷۵آموخت چو اشکم روش ره سپری را
  6. شمارهٔ ۷۶ستم، از ملک دل بیرون کند فرمانروایان را
  7. شمارهٔ ۷۷محبّت خون گرمی بخشد این گلبن مثالان را
  8. شمارهٔ ۷۸دل دریا گهر، سرمایه بخشید ابر مژگان را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.