پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

وفاپیشگان، دوستداران خدا را

بگویید آن یار دیر آشنا را

که بیگانگی تا کی و چند، ظالم؟

چه شد مهربانی، چه آمد وفا را؟

شگفته ست رنگین بهار سرشکم

ببین در برم، اشک گلگون‌قبا را

قدم رنجه فرما و بنشین به چشمم

گره باز کن ابروی دلگشا را

به صید دل ناتوان آشنا کن

ستمکاره مژگان تیغ‌آزما را

میان باز کن، با دل جمع بنشین

پریشان مکن سنبل مشکسا را

توان گاهی از پرسشی یاد کردن

اسیران زندان مهر و وفا را

حدیثی سؤال از من بی‌زبان کن

سخن یاد ده، بلبل بی‌نوا را

لَئن کَلَّ عن کشف سرّی لسانی

ینادی بذکراک قلبی جها را

و ان اعتدت زلّتی لا ابالی

عسی الله فی الحبِّ یعفوا العثا را

ایالائمی کفّ عنّی و وجدی

و دعنی فقد طار عقلی وحا را

و لم ادرنی موقفی حین یبدو

اسبعین ام سبع ارمی الجما را

دل‌آسودگان قدر نعمت ندانند

غم عشق ما را، سلامت شما را

چنین داد پاسخ: که در بزم گیتی

کسی گرم، هرگز نکرده‌ست جا را

سخن کردم از خامشی، بلبلی گفت:

که نتوان نهفت آه درد‌آشنا را

نفس گرم می‌آید از پردهٔ دل

حزین ، آتشی هست در سینه ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
  2. شمارهٔ ۷۳گناهی نیست عالم سوزی آن آتشین رو را
  3. شمارهٔ ۷۴ساقی قدحی در ده، از خود بستان ما را
  4. شمارهٔ ۷۵آموخت چو اشکم روش ره سپری را
  5. شمارهٔ ۷۶ستم، از ملک دل بیرون کند فرمانروایان را
  6. شمارهٔ ۷۷محبّت خون گرمی بخشد این گلبن مثالان را
  7. شمارهٔ ۷۸دل دریا گهر، سرمایه بخشید ابر مژگان را
  8. شمارهٔ ۷۹دیدم صنمی، های صلا، کعبه‌نشین‌ها
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.