پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

تا سرمه کشد چشم ملامتگر ما را

غیرت سرپا زد کف خاکستر ما را

خوش دردسری می کشم از درد، ندانم

بالین ز دَمِ تیغ که باشد، سر ما را؟

این خامه که چون شمع ز آتش نفسان است

رشک پر پروانه کند، دفتر ما را

بی منّت زلفی، رَوَد از خویش حواسم

حاجت به سیاهی نبود لشکر ما را

شوری که حزین ، در دل از آن پسته دهان است

آرد به سخن، کلک زبان آور ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰وفاپیشگان، دوستداران خدا را
  2. شمارهٔ ۷۱از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را
  3. شمارهٔ ۷۲ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
  4. شمارهٔ ۷۳گناهی نیست عالم سوزی آن آتشین رو را
  5. شمارهٔ ۷۴ساقی قدحی در ده، از خود بستان ما را
  6. شمارهٔ ۷۵آموخت چو اشکم روش ره سپری را
  7. شمارهٔ ۷۶ستم، از ملک دل بیرون کند فرمانروایان را
  8. شمارهٔ ۷۷محبّت خون گرمی بخشد این گلبن مثالان را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.