پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را

خدا صبری دهد دلهای از جا رفتهٔ ما را

به مجنون تنگ شد دشت جنون، از شور سودایم

به هم پیچد سر شوریده ام، دامان صحرا را

تب گرمی چو شمع داغ آتش طلعتی دارم

پر پروانه سازد نبض من، دست مسیحا را

به کنعان، چشم پاکی در سراغ خویشتن دارد

نمی ماند به کف پیراهن یوسف، زلیخا را

دلم را بی قراری در بغل، آرام می گردد

گران لنگر کند تمکین من، موج سبکپا را

به این شوخی نسوزد هیچکس را اختر طالع

که بختم نیل چشم زخم شد، زلف شب آسا را

عبث ناصح مرا دست تسلّی می نهد بر دل

نیندازد کف از بی طاقتی، شوریده دریا را

حزین ، از خامه ات خیزد، سروش وادی ایمن

تجلی طور می سازد، نی آتش نواها را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶لازم بود مکان طربناک، شیشه را
  2. شمارهٔ ۶۷سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را
  3. شمارهٔ ۶۸تا سرمه کشد چشم ملامتگر ما را
  4. شمارهٔ ۶۹چو لاله با چمن حسن و عشق، خوست مرا
  5. شمارهٔ ۷۰وفاپیشگان، دوستداران خدا را
  6. شمارهٔ ۷۱از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را
  7. شمارهٔ ۷۲ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
  8. شمارهٔ ۷۳گناهی نیست عالم سوزی آن آتشین رو را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.