پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا

دل افکندیم، بسم الله مجریها و مرسیها

مگر این بحر بی پایان، حریف درد دل گردد

که دارد در جگر دریای آتش، حرص استسقا

ز راه فیض، نتوان دیدهٔ امّید پوشیدن

که باشد کاروان مصر، بوی پیرهن کالا

نکونامان، سر شوریده ای دارم به ننگ اندر

غم آشامان، دل دریاکشی دارم نهنگ آسا

نیاسودم به سر مستی، نیاشفتم به مخموری

به یک حالت سرآوردم، چه در سرّا، چه در ضرّا

تهی دستیم، از سود و زیان ما چه می پرسی؟

درین بازار قلّابی، نه دین داریم و نی دنیا

ز دنیا نفرتی دارم، ز عقبا وحشتی دارم

به این سامان، منم سلطان دارالملک استغنا

تراشد از دل سنگین من بتخانه را آزر

فروزد از شرار من، چراغ دیر را ترسا

به تهمت بوالهوس بر خویش می بندد، نمی داند

که داغ عشق باشد بر جگر چون لاله، مادر زا

سرم از خشک مغزی های زهد آسوده می گردد

به مستی گر دهد ساقی به دستم گردن مینا

به افسونِ لبی، چون نی حزین از خود تهی گشتم

تو آگاهی ز حال بیخودان، یا عالم النّجوا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳صبا از منزل سلمی، سلام آورد مستان را
  2. شمارهٔ ۶۴گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
  3. شمارهٔ ۶۵مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه را
  4. شمارهٔ ۶۶لازم بود مکان طربناک، شیشه را
  5. شمارهٔ ۶۷سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را
  6. شمارهٔ ۶۸تا سرمه کشد چشم ملامتگر ما را
  7. شمارهٔ ۶۹چو لاله با چمن حسن و عشق، خوست مرا
  8. شمارهٔ ۷۰وفاپیشگان، دوستداران خدا را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.