پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا

در فیضی به روی دیده های آشنا بگشا

ز ترک التفاتت، کام زهر آلوده ای دارم

به دلجویی زبان غمزهٔ شیرین ادا، بگشا

هوا تا عطسه در مغز غزالان ختن ریزد

به دامان نسیم صبح، زلف مشکسا بگشا

سوالی کن ز من تا در برت راه سخن یابم

گره از غنچهٔ منقار مرغ خوش نوا بگشا

مکن بیگانگی ساقی، حدیث آشنا سر کن

زلال زندگی گر نیست، لعل جانفزا بگشا

چرا تیر تغافل ترک چشمت در کمان دارد؟

به دلهای اسیران، شست مژگان رسا بگشا

خطر بسیار می دارد حزین ، سر در هوا بودن

رَهِ هموار می خواهی، نظر در پیش پا بگشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲زهی از خار خارت شعله در جان، گلستان‌ها را
  2. شمارهٔ ۶۳صبا از منزل سلمی، سلام آورد مستان را
  3. شمارهٔ ۶۴گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
  4. شمارهٔ ۶۵مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه را
  5. شمارهٔ ۶۶لازم بود مکان طربناک، شیشه را
  6. شمارهٔ ۶۷سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را
  7. شمارهٔ ۶۸تا سرمه کشد چشم ملامتگر ما را
  8. شمارهٔ ۶۹چو لاله با چمن حسن و عشق، خوست مرا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.