پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما

افتاد سایهٔ رگ ابری به باغ ما

خودکامیی ز تلخی دشنام داشتیم

شیرین تبسّمی نمکی زد به داغ ما

ما گر فسرده ایم صبا را چه می شود؟

ره گم نکرده بوی گلی، تا دماغ ما

دستش به داغ عشق، همان دور از آتش است

پروانه ای که خویش نزد بر چراغ ما

داغ دلم چو لاله پر از خون بود حزین

یا رب مباد خالی ازین می ایاغ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا
  2. شمارهٔ ۶۱درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا
  3. شمارهٔ ۶۲زهی از خار خارت شعله در جان، گلستان‌ها را
  4. شمارهٔ ۶۳صبا از منزل سلمی، سلام آورد مستان را
  5. شمارهٔ ۶۴گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
  6. شمارهٔ ۶۵مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه را
  7. شمارهٔ ۶۶لازم بود مکان طربناک، شیشه را
  8. شمارهٔ ۶۷سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.