پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

از ساده رخان در تب و تاب است دل ما

زبن آتش بی دود کباب است دل ما

جا در صدف حوصلهٔ کون و مکان نیست

آن گنج گهر را که خراب است دل ما

یک جذبه ز خورشید جهانگیر تو باید

چون شبنم گل، پا به رکاب است دل ما

ما جزوه کش عقل سیه نامه نگردیم

پیغمبر عشقیم و کتاب است دل ما

پیداست که در کان گهر نرخ خزف چیست

با داغ غمت، در چه حساب است دل ما؟

آیینه صفت، گرچه بود، صبح تجلی

چون درنگری، پردهٔ خواب است دل ما

ما بی خبران بادیه پیمای خیالیم

دریا کش یک دشت سراب است دل ما

بگشا به شکر خندهٔ رنگین، لب میگون

کز لعل تو در آتش و آب است دل ما

یوسف صفتان چاره ز آیینه ندارند

بستان که به بازار تو باب است دل ما

زین شعله صفیران که قفس زادهٔ عشقند

از آه حزین تو، کباب است دل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما
  2. شمارهٔ ۵۸از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما
  3. شمارهٔ ۵۹کشم آهی ز دل کامشب برد از دیده خوابش را
  4. شمارهٔ ۶۰بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا
  5. شمارهٔ ۶۱درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا
  6. شمارهٔ ۶۲زهی از خار خارت شعله در جان، گلستان‌ها را
  7. شمارهٔ ۶۳صبا از منزل سلمی، سلام آورد مستان را
  8. شمارهٔ ۶۴گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.