پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

خداوندا تسلی کن، دل امّیدواران را

به الفت آشتی ده، آن قرار بی‌قراران را

غم دیرینه دارد الفتی با چشم گریانم

شراب کهنه مشتاق است، ابر نوبهاران را

نمک‌پروردهٔ عشقیم و داریم از لبت شوری

به مرهم آشنایی نیست، داغ دل‌فگاران را

سلوکم در طریق عشق با یاران به آن ماند

که مور لنگ همراهی کند، چابک‌سواران را

گریبان چاک باشد دلق ما تردامنان تا کی؟

به می آلوده گردان، خرقهٔ پرهیزگاران را

دل عاجز، حریف ترک چشمت کی تواند شد؟

به خون غلتانده مژگانت، صف خنجرگذاران را

حزین آسودگی صورت نبندد با سخن‌سنجی

کمند از پیچ و تاب خود بود، معنی‌شکاران را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳مشکل افتاد عجب کار من حیران را
  2. شمارهٔ ۵۴گر در رَهِ عشق تو به کار است دل ما
  3. شمارهٔ ۵۵از ساده رخان در تب و تاب است دل ما
  4. شمارهٔ ۵۶ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما
  5. شمارهٔ ۵۷زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما
  6. شمارهٔ ۵۸از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما
  7. شمارهٔ ۵۹کشم آهی ز دل کامشب برد از دیده خوابش را
  8. شمارهٔ ۶۰بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.