پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

مشکل افتاد عجب کار من حیران را

دل مگر یاد دهد، مهر و وفا جانان را

اوّل از چشم تو، خونریز نگاهی دیدم

می توان یافت ز آغاز وفا، پایان را

دو جهان، بسمل مژگان شکار افکن توست

پی صید که، دگر بر زده ای دامان را؟

پاس دلهای اسیران وفا، رسم خوشیست

سرو من، شانه مکش طرهٔ مشک افشان را

چه شود کز تو دمی خاطرم آسوده شود؟

مکش از سینهٔ من یک دو نفس پیکان را

ترک چشمت دگر از دل چه توقّع دارد؟

باج هرگز نبود، مملکت ویران را

در بهار خط آن ساقی گلچهره، حزین

زاهد آیا به چه رو، طعنه زند مستان را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵از ساده رخان در تب و تاب است دل ما
  2. شمارهٔ ۵۶ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما
  3. شمارهٔ ۵۷زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما
  4. شمارهٔ ۵۸از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما
  5. شمارهٔ ۵۹کشم آهی ز دل کامشب برد از دیده خوابش را
  6. شمارهٔ ۶۰بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا
  7. شمارهٔ ۶۱درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا
  8. شمارهٔ ۶۲زهی از خار خارت شعله در جان، گلستان‌ها را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.