پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

بلا شد گوشهٔ چشم ترحم بی‌گناهان را

نگه٬ تیغ سیه‌تاب است، این مژگان‌سیاهان را

ز چشم مست دارد یاد، ساقی باده‌پیمایی

در این مجلس که ساغر داد یا رب خوش‌نگاهان را؟

سر تسلیم می سایم، به خاک عجز و می ‎کنم

شکست دل مبارک باد، خیل کج کلاهان را

ندارد بت پرستی عیب و عار خود پرستیدن

خدا توفیق کیش کفر بخشد، دین پناهان را

به هر خاری به دشت آتش زدم از گرم رفتاری

چراغی داشتم در پیش پا، گم کرده راهان را

توان این نکته فهمید از ادای چشم قربانی

که هستی در تماشا محو شد، حیرت‌نگاهان را

حزین از دیده می پالم نگاه حسرت آلودی

که از آغوش مژگان داده‌ام، خاک صفاهان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴گر در رَهِ عشق تو به کار است دل ما
  2. شمارهٔ ۵۵از ساده رخان در تب و تاب است دل ما
  3. شمارهٔ ۵۶ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما
  4. شمارهٔ ۵۷زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما
  5. شمارهٔ ۵۸از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما
  6. شمارهٔ ۵۹کشم آهی ز دل کامشب برد از دیده خوابش را
  7. شمارهٔ ۶۰بیا مستانه چاک پیرهن پیش صبا بگشا
  8. شمارهٔ ۶۱درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.