پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

بیابان مرگ حسرت کرده ای مشت غبارم را

به باد دامنی روشن نما، شمع مزارم را

نمی آید به لب افسانهٔ بخت سیاه من

نگاه سرمه سایی، تیره دارد روزگارم را

نگاهی کن که فارغ گردم از درد سر هستی

بیا ساقی به یک پیمانه می بشکن خمارم را

درین بستان سرا از سرد مهری، چون گل رعنا

خزان رنگ زردی در میان دارد بهارم را

حزین از اضطراب دل به کوی یار می ترسم

تپیدنها به باد آخر دهد، مشت غبارم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱خداوندا تسلی کن، دل امّیدواران را
  2. شمارهٔ ۵۲بلا شد گوشهٔ چشم ترحم بی‌گناهان را
  3. شمارهٔ ۵۳مشکل افتاد عجب کار من حیران را
  4. شمارهٔ ۵۴گر در رَهِ عشق تو به کار است دل ما
  5. شمارهٔ ۵۵از ساده رخان در تب و تاب است دل ما
  6. شمارهٔ ۵۶ای سلسلهٔ زلف تو بر پای دل ما
  7. شمارهٔ ۵۷زد حلقه عشق، بر در دولتسرای ما
  8. شمارهٔ ۵۸از فیض ریزش مژه، تر شد دماغ ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.