پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما

گردون کر و لال است زبان طلب ما

ما همره بختیم و تو همسایه خورشید

ساکن نتوان کرد به کافور، تب ما

با عشق چه سازد خنکیهای تو زاهد؟

ای زلف، مزن بیهده پهلو به شب ما

ای عقل فرومایه، به اندازه قدم نه

ما بندهٔ عشقیم، نگهدار ادب ما

خورشید حزین آینه در ابر نهان کرد

از خیرگی دیدهٔ حیرت نسب ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳شور دل‌ها بود ترانهٔ ما
  2. شمارهٔ ۴۴طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما
  3. شمارهٔ ۴۵چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را
  4. شمارهٔ ۴۶تا شفقی کرده ای رخ نمکین را
  5. شمارهٔ ۴۷گل داغی ز عشق او، بیاراید جهانی را
  6. شمارهٔ ۴۸چراغان کرده ام از داغ دل، ویرانهٔ خود را
  7. شمارهٔ ۴۹بیابان مرگ حسرت کرده ای مشت غبارم را
  8. شمارهٔ ۵۰سواد هند، خاطرخواه باشد بی کمالان را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.