پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما

طالع به وصال تو نویسد صلهٔ ما

یاران سبک سیر، رسیدند به منزل

چون نقش قدم، مانده به جا قافلهٔ ما

شایستهٔ برق است به صحرای ملامت

خاری که به خون تر نشد از آبلهٔ ما

پیرانه سر، آزادگی از عثثت نداربم

رگها شده درگردن ما، سلسلهٔ ما

ای بی خبران پای طلب رنجه مسازید

نزدیکتر از ماست به ما، مرحلهٔ ما

گر موج زند بر لب ما، تلخی عالم

هرگز نزند چین به جبین حوصلهٔ ما

دستان زن مستیم حزین ، تا نفسی هست

از عشق، نکونام بود سلسلهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶تا شفقی کرده ای رخ نمکین را
  2. شمارهٔ ۴۷گل داغی ز عشق او، بیاراید جهانی را
  3. شمارهٔ ۴۸چراغان کرده ام از داغ دل، ویرانهٔ خود را
  4. شمارهٔ ۴۹بیابان مرگ حسرت کرده ای مشت غبارم را
  5. شمارهٔ ۵۰سواد هند، خاطرخواه باشد بی کمالان را
  6. شمارهٔ ۵۱خداوندا تسلی کن، دل امّیدواران را
  7. شمارهٔ ۵۲بلا شد گوشهٔ چشم ترحم بی‌گناهان را
  8. شمارهٔ ۵۳مشکل افتاد عجب کار من حیران را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.