پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما

دو جهان پر شود از کوکبه شاهی ما

در حقیقت بر ما، بت شکنی خودشکنی ست

صیت اسلام بود، بانگ انا اللّهی ما

بس که بار غم هجر تو، گران افتاده ست

سایه، از ضعف ندارد سر همراهی ما

چون دل عرش جناب، آینه داری داریم

کو سکندر که زند کوس فلک جاهی ما؟

صف مژگان تو گر سایه به دریا فکند

خار قلاب شود در بدن ماهی ما

پیش چشم تو، ز غم گر بگدازیم چو شمع

بر تو روشن نشود محنت جانکاهی ما

حیرت عالم آب، آینه ماست حزین

ساغر باده بود صیقل آگاهی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما
  2. شمارهٔ ۴۵چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را
  3. شمارهٔ ۴۶تا شفقی کرده ای رخ نمکین را
  4. شمارهٔ ۴۷گل داغی ز عشق او، بیاراید جهانی را
  5. شمارهٔ ۴۸چراغان کرده ام از داغ دل، ویرانهٔ خود را
  6. شمارهٔ ۴۹بیابان مرگ حسرت کرده ای مشت غبارم را
  7. شمارهٔ ۵۰سواد هند، خاطرخواه باشد بی کمالان را
  8. شمارهٔ ۵۱خداوندا تسلی کن، دل امّیدواران را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.