پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما

رسیده است به شب، روز زندگانی ما

به ما قفس وطنان، نوبهار می خندد

خزان رسید و نشد فصلگل فشانی ما

کنار و جیب دو عالم به دست چاک افتد

اگر ز پرده برآید غم نهانی ما

خزان چهرهٔ ما رشک لاله زار شود

اگر بهار کند، اشک ارغوانی ما

کجاست طایر قدس آشیانه ای که زند

ز شاخ سدره صفیری به همزبانی ما؟

سفر به سایه آن سرو پایدار کنیم

اگر کمی نکند، عمر جاودانی ما

هزار نشتر الماس در جگر داریم

سزد که عشق بنازد به سخت جانی ما

غم اسیری خود می خوریم، کازاد است

ز طوق فاختگان، سرو بوستانی ما

نشاط باغ به ما تلخ شیونان نرسد

رمیده طایر عیش از هم آشیانی ما

اگر چه رخصت گفتن نداشتیم حزین

هزار نکته فرو خواند، بی زبانی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰زان لب شکّرفشان شوری به جان داریم ما
  2. شمارهٔ ۴۱هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
  3. شمارهٔ ۴۲بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما
  4. شمارهٔ ۴۳شور دل‌ها بود ترانهٔ ما
  5. شمارهٔ ۴۴طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما
  6. شمارهٔ ۴۵چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را
  7. شمارهٔ ۴۶تا شفقی کرده ای رخ نمکین را
  8. شمارهٔ ۴۷گل داغی ز عشق او، بیاراید جهانی را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.