پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

از خار جفای بت پیمان شکن ما

یک سینهٔ چاک است چو گل، پیرهن ما

در هجر تو، هر پارهٔ دل محشر داغی ست

یک غنچهٔ نشکفته ندارد چمن ما

گویا لب لعل تو دمیده ست فسونی

در گوش نی خامهٔ شیرین سخن ما

در پیش تو هر لحظه به صد رنگ برآرد

بی ساختگی های تو را ساختن ما

کو جذبهٔ معشوق که یکباره کند گم

از صفحهٔ هستی، رقم ما و من ما؟

دام نوی از حلقهٔ خط، حسن فرو چید

زنار دگر داد به ما برهمن ما

در خلوت و کثرت ز تو گفتیم و شنودیم

خالی نبود از تو دمی، انجمن ما

از جوش خط سبز، حزین آن لب میگون

خار عجبی ریخته در پیرهن ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما
  2. شمارهٔ ۳۹دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما
  3. شمارهٔ ۴۰زان لب شکّرفشان شوری به جان داریم ما
  4. شمارهٔ ۴۱هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
  5. شمارهٔ ۴۲بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما
  6. شمارهٔ ۴۳شور دل‌ها بود ترانهٔ ما
  7. شمارهٔ ۴۴طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما
  8. شمارهٔ ۴۵چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.