پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

فریاد ناله، گر نخراشد درون ما

گرد و غبار خاطر ما، بیستون ما

جان از کسی مضایقه هرگز نکرده ایم

چون آب، بی دریغ روان است خون ما

باید ز عشق جلوهٔ برق کرشمه ای

از سوز سینه پخته نگردد جنون ما

مفت من است عشق، اگر رایگان بود

ای دل چه می کنی سخن از چند و چون ما؟

روز وصال یار، بود عید عاشقان

سال نو است و گرد تو گشتن، شگون ما

ای عشق تیشه بر سر افسردگان مزن

خوابیده چون شرر، به دل سنگ خون ما

بودیم دوش، گوش بر آواز دل حزین

دارد نوای یا صنمی، ارغنون ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷برق بگریخت نفس سوخته، از کشور ما
  2. شمارهٔ ۳۸به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما
  3. شمارهٔ ۳۹دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما
  4. شمارهٔ ۴۰زان لب شکّرفشان شوری به جان داریم ما
  5. شمارهٔ ۴۱هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
  6. شمارهٔ ۴۲بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما
  7. شمارهٔ ۴۳شور دل‌ها بود ترانهٔ ما
  8. شمارهٔ ۴۴طی می شود از مصرع آهی گلهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.