پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

همسر بوالهوس مدان، عاشق پاکباز را

زهر چش جفا مکن، مشرب امتیاز را

سینه حریف چون شود، آن مژهٔ دراز را

دشنه شکسته در جگر، چنگل شاهباز را

گر نبود قبول تو، جنس کساد دین و دل

از چه به غمزه داده ای، منصب ترکتاز را

تا ره هوش را زند، رطل گران بیخودی

میکده کرشمه کن، نرگس نیم باز را

زاهد حق پرست من، منکر برهمن مشو

بی خبر از حقیقتی، چاشنی مجاز را

عار ز سجدهٔ منت، چیست خدای را بگو؟

چون ز ازل تو کرده ای، ناصیه سا، نیاز را

پردهٔ هوش می درد، نغمهٔ دلکشت، حزین

بند نقاب وا مکن، خلوتیان راز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶از خار جفای بت پیمان شکن ما
  2. شمارهٔ ۳۷برق بگریخت نفس سوخته، از کشور ما
  3. شمارهٔ ۳۸به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما
  4. شمارهٔ ۳۹دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما
  5. شمارهٔ ۴۰زان لب شکّرفشان شوری به جان داریم ما
  6. شمارهٔ ۴۱هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
  7. شمارهٔ ۴۲بر فرازد چو علم، آه سحرگاهی ما
  8. شمارهٔ ۴۳شور دل‌ها بود ترانهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.