پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

از چاره عاجزم مژه اشکبار را

ساکن چه سان کنم؟ رگ ابر بهار را

نتوان ستردن از دل خون گشته داغ عشق

ناخن عبث مزن، جگر لاله زار را

دایم شمرده از دل روشن ضمیر خویش

چون صبح می کشم نفس بی غبار را

دل در کفن، ز شوخی مژگان کافری

آورده در تَپش، رگ سنگ مزار را

تا تن به جاست، جوهر جان را صفا مجوی

آیینه در غبار بود، زنگبار را

روزی که شد خمار غمت قسمت حزین

چشم تو برد مستی دنباله دار را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ز لوح سینه ستردیم، علم فتوا را
  2. شمارهٔ ۳۴همسر بوالهوس مدان، عاشق پاکباز را
  3. شمارهٔ ۳۵فریاد ناله، گر نخراشد درون ما
  4. شمارهٔ ۳۶از خار جفای بت پیمان شکن ما
  5. شمارهٔ ۳۷برق بگریخت نفس سوخته، از کشور ما
  6. شمارهٔ ۳۸به هند، گشته زمین گیر، ناتوانی ما
  7. شمارهٔ ۳۹دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما
  8. شمارهٔ ۴۰زان لب شکّرفشان شوری به جان داریم ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.