پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را

غزال وحشی دل، خضر فرخ پی شود ما را

دروغی بسته زاهد از زبان یار اوا می خواهد

که تسکین دل پراضطراب از وی شود ما را

شعار عشق اگر این است کز خون می دهد ساغر

مکن باور که دیگر آرزوی می شود ما را

لب جانبخش اوا گلزار جمالی در نظر دارم

تمنای بهشت و آب کوثر کی شود ما را؟

سر کافر شدن داریم، کو بتخانهٔ عشقی

که ناقوسش به جای نغمهٔ یا حی شود ما را؟

حزین از آه بی تأثیر دلتنگم، خوشا بزمی

که ساز بی نواییها، سرود نی شود ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مرا
  2. شمارهٔ ۲۳تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا
  3. شمارهٔ ۲۴پسند بت نکند برهمن سپاس مرا
  4. شمارهٔ ۲۵جان و دل غفلت زده باری شده ما را
  5. شمارهٔ ۲۶بنواز مغنی، دل غم پیشهٔ ما را
  6. شمارهٔ ۲۷داغ سودای تو دارد، دل دیوانهٔ ما
  7. شمارهٔ ۲۸افسر شاهی ما، بی سر و سامانی ما
  8. شمارهٔ ۲۹گیرد شرار عبرت، از بی بقایی ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.