پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مرا

سواد سنبل خط، شد سیه بهار مرا

به وادیی زده عشق تو پنجه در خونم

که شمع، دیدهٔ شیر است، بر مزار مرا

شکار بسمل من زندگی ز سر گیرد

اگر رسد به سر آن نازنین سوار مرا

دیار عشق بود جلوه گاه شاهد حسن

به دیده سرمه کشد خاک این دیار مرا

ز سیل حادثه، ویرانه ام چه غم دارد؟

غبار خاطر من سازد استوار مرا

ز حسرت گل رخسارهٔ سمن بویی

نگه به پیرهن دیده، گشته خار مرا

حزین اگر خلفی زیب دودمانم نیست

بس است این غزل تازه، یادگار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴پسند بت نکند برهمن سپاس مرا
  2. شمارهٔ ۲۵جان و دل غفلت زده باری شده ما را
  3. شمارهٔ ۲۶بنواز مغنی، دل غم پیشهٔ ما را
  4. شمارهٔ ۲۷داغ سودای تو دارد، دل دیوانهٔ ما
  5. شمارهٔ ۲۸افسر شاهی ما، بی سر و سامانی ما
  6. شمارهٔ ۲۹گیرد شرار عبرت، از بی بقایی ما
  7. شمارهٔ ۳۰ای شور خیالت، نمک زخم جگرها
  8. شمارهٔ ۳۱از چاره عاجزم مژه اشکبار را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.