پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

نهفته ام به خموشی خیال روی تو را

مباد کز نفسم بشنوند بوی تو را

ز سنگ محتسب شهر غم مخور ساقی

سپرده ایم به پیر مغان سبوی تو را

اگر غلط نکنم حرف ما و من غلط است

شنیده ام ز لب خویش گفتگوی تو را

شده ست شیفته بلبل به باغ و حور به خلد

ندیده اند گلستان رنگ و بوی تو را

اگر به دامن وصل تو دست ما نرسد

کشیده ایم در آغوش، آرزوی تو را

چه خوش بود که نماید به ما دلت را گرم

محبتی که به ما گرم ساخت، خوی تو را

شود ز باختن رنگم آتشین، لعلت

چه نازکیست عتاب بهانه جوی تو را!

به طور عشق حزین ، آستین فشان گردد

کلیم اگر شنود، طرز های و هوی تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
  2. شمارهٔ ۲۲ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مرا
  3. شمارهٔ ۲۳تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا
  4. شمارهٔ ۲۴پسند بت نکند برهمن سپاس مرا
  5. شمارهٔ ۲۵جان و دل غفلت زده باری شده ما را
  6. شمارهٔ ۲۶بنواز مغنی، دل غم پیشهٔ ما را
  7. شمارهٔ ۲۷داغ سودای تو دارد، دل دیوانهٔ ما
  8. شمارهٔ ۲۸افسر شاهی ما، بی سر و سامانی ما
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.