پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

دایم وصیّت این است، از ما معاشران را

کز کف نمی توان داد، زلف سمنبران را

چیزی نمی تواند، قطع یگانگی کرد

نتوان ز هم بریدن، با تیغ دوستان را

صد کوه غم به خاطر، از سیل گریه دارم

کز دیده می زداید، آن خاک آستان را

کو صبر تا کنم طی، غمنامهٔ جدایی؟

از پیش می فرستم، اشک سبک عنان را

بی روی گل چمن را دیگر نمی توان دید

ای مرغ شاخساری، بردار آشیان را

جان می دهند و دردی، دریوزه می نمایند

هرگز زیان نباشد، سودای عاشقان را

زور کمان گردون بر کجروش نیاید

بر خاک می نشاند، چون تیر، راستان را

در بارگاه جانان، آهش قبول نبود

عاشق به سینه هر دم، تا نشکند سنان را

دوران حزین کهن ساخت شرح حدیث مجنون

افسانهٔ تو نو کرد، این کهنه داستان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
  2. شمارهٔ ۱۵عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
  3. شمارهٔ ۱۶تا عشق تو دلرباست ما را
  4. شمارهٔ ۱۷شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را
  5. شمارهٔ ۱۸رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را
  6. شمارهٔ ۱۹نهفته ام به خموشی خیال روی تو را
  7. شمارهٔ ۲۰خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
  8. شمارهٔ ۲۱نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.