پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را

ریخت در پیرهنم، خار بیابانی را

نام پروانه مکن یاد که نسبت نبود

با من سوخته دل، سوخته دامانی را

هرچه خواهی بکن، از دوری دیدار مگو

وحشت آباد مکن خاطر ویرانی را

عشق در دل چه خیال است که پنهان گردد؟

پرده پوشی نتوان، آتش سوزانی را

هرکه آسودهٔ خاک است برآید چو سپند

آه اگر شرح دهم گرمی جولانی را

نازم آشفتگی عشق که خوش می سازد

بخت شوریده سرم، طرّه پریشانی را

دستم از دامن دلدار جدا ماند حزین

چه کنم گر نکنم پاره، گریبانی را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را
  2. شمارهٔ ۱۸رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را
  3. شمارهٔ ۱۹نهفته ام به خموشی خیال روی تو را
  4. شمارهٔ ۲۰خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
  5. شمارهٔ ۲۱نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
  6. شمارهٔ ۲۲ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مرا
  7. شمارهٔ ۲۳تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا
  8. شمارهٔ ۲۴پسند بت نکند برهمن سپاس مرا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.