پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را

بنازم زور بازوی نگاه ناتوانت را

نمی آید صبا از خاک دامنگیر کوی تو

که خواهد بعد از این پرسید، حال بیکسانت را؟

حضور انجمن در وصل یاران است ای بلبل

خزان غارتگر باغ است، بردار آشیانت را

نیاید شکر بوی پیرهن از پیر کنعانی

به چشم من چه منتهاست خاک آستانت را

حزین خسته دل، از شکوه لب را بسته می دارد

محبت مهربان سازد دل نامهربانت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶تا عشق تو دلرباست ما را
  2. شمارهٔ ۱۷شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را
  3. شمارهٔ ۱۸رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را
  4. شمارهٔ ۱۹نهفته ام به خموشی خیال روی تو را
  5. شمارهٔ ۲۰خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
  6. شمارهٔ ۲۱نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
  7. شمارهٔ ۲۲ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مرا
  8. شمارهٔ ۲۳تا فکند از نظرآن سروسرافراز مرا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.