پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را

بی پرده دیده ایم رخ یار خویش را

در بیعگاه عشق به نرخ هزار جان

ما می خریم ناز خریدار خویش را

مرهم چه احتیاج؟ که عاشق ز سوز عشق

خواباند در نمک، دل افگار خویش را

از نقش پا به خاک رهت ما فتادگان

افزوده ایم پستی دیوار خویش را

آن بلبلم که می گذرانم به زیر بال

ایام شادمانی گلزار خویش را

از شمعم ای صبا، دم افسرده دور دار

بگذار تا تمام کنم کار خویش را

از برگ و بار عاریت ای نخل باد دست

سنگین مساز، دوش سبکبار خویش را

ای جذبه همّتی که درین دشت پُر فریب

گم کرده ایم قافله سالار خویش را

در کام زاغ، طعمهٔ طوطی مکن، حزین

بشناس قدر کلک شکر بار خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
  2. شمارهٔ ۱۶تا عشق تو دلرباست ما را
  3. شمارهٔ ۱۷شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را
  4. شمارهٔ ۱۸رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را
  5. شمارهٔ ۱۹نهفته ام به خموشی خیال روی تو را
  6. شمارهٔ ۲۰خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
  7. شمارهٔ ۲۱نمی فتد به دل، از محشر اضطراب مرا
  8. شمارهٔ ۲۲ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مرا
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.