پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

بنگر به رشحهٔ قلمم سلسبیل را

مدّ کرم مگو رگ ابر بخیل را

در سینه ای که عشق تو آتش فروز اوست

دارم شکفته، باغ و بهار خلیل را

تیغت زبان نمی کشد ارسرخ رو نیم

با خون خویش چهره طرازد قتیل را

بی پرده کرد عشق نهان را جمال تو

دادم ز دست، دامن صبر جمیل را

مژگان ز شور گریهٔ طوفان نهیب من

بر جای خویش خشک کند رود نیل را

عبرت ز حال لشکر هندش کفایت است

هر کس ندیده نکبت اصحاب فیل را

جان نارواست ورنه اسیران نمی کنند

با تیغ او مضایقه خون سبیل را

گوشم سخن نیوش و لبش آشنا سروش

جای نفس زدن نبود جبرئیل را

خود بودم، آنچه می طلبیدم به جستجو

انداختم ز دست عصای دلیل را

پاس نفس بدار از آیینه خاطران

مهر سکوت زن به دهان قال و قیل را

افزود از نفیر نفس غفلتت حزین

افسانه کرد خواب تو، بانگ رحیل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را
  2. شمارهٔ ۱۴به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
  3. شمارهٔ ۱۵عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
  4. شمارهٔ ۱۶تا عشق تو دلرباست ما را
  5. شمارهٔ ۱۷شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را
  6. شمارهٔ ۱۸رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را
  7. شمارهٔ ۱۹نهفته ام به خموشی خیال روی تو را
  8. شمارهٔ ۲۰خوشا روزی که صحرای جدایی طی شود ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.