پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را

آن کس که تو را دید نداند سر و پا را

اول غم عشق این همه دشوار نبودهست

دوران تو نو ساخته آیین جفا را

تا باد صبا بوی تورا درچمن آرد

بر داشته هر شاخ گلی دست دعا را

باشد همه شب نام خوشت ورد زبانم

اصبحتُ علی ٰ ذکرک سرّاً و جهارا

گیرم که شکیبد دل ما، رحم تو چون شد؟

بردار نقاب از رخ و بنمای لقا را

ساقی کف فیاض تو امساک نداند

مگذر ز من تشنه جگر، گرم خدا را

درکوی تو دیگر به سرافرازی ما کیست؟

گر عشق کند خاک به راهت سر ما را

از زهر عتاب تو دلم چشمهٔ نوش است

دادی به شکر غوطه، لب بوسه ربا را

غمّازی راز دل عشاق نکو نیست

زنهار، درین طرّه مده راه، صبا را

عمری ست حزین را کف امّید فراز است

امّید که محروم نسازند گدا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲دایم وصیّت این است، از ما معاشران را
  2. شمارهٔ ۱۳شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را
  3. شمارهٔ ۱۴به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
  4. شمارهٔ ۱۵عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
  5. شمارهٔ ۱۶تا عشق تو دلرباست ما را
  6. شمارهٔ ۱۷شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را
  7. شمارهٔ ۱۸رخصت آشتی مده، غمزهٔ غم زدای را
  8. شمارهٔ ۱۹نهفته ام به خموشی خیال روی تو را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.