پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳

باشد رگ هر برگ چمن، دام هوس‌ها

رشک است به آزادی مرغان قفس‌ها

کوتاهی پرواز بود لازم هستی

پیچیده به بال و پر ما، تار نفس‌ها

خفتیم درین مرحله تا قافله‌ها رفت

بیدار نگشتیم ز فریاد جرس‌ها

رحم است به مستی که ز میخانه برآید

در کشور عقل است به هر کوچه، عسس‌ها

کم فیض بود دولت دونان، که نگیرد

سرما زده، کام دلی از شعلهٔ خس‌ها

گر آدمی، از شهد شرهناک بپرهیز

واماندهٔ زنبور، رها کن به مگس‌ها

از منزل مقصود خبر باز نیامد

از بس که به صحرای طلب سوخت نفس‌ها

دنیاطلبان را نشود نفس دنی سیر

نشنیده قناعت، سگ این هرزه مرس‌ها

این طرفه که نبود خبر از محمل لیلی

برداشت ز جا، بادیه را شور جرس‌ها

فریاد حزین از نفس سینه‌خراشت

نشتر به رگ گل زدی، آتش به قفس‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵چشم تو برانگیخت ز دل ذوق کهن را
  2. شمارهٔ ۶درعشق شد به رنگ دگر روزگار ما
  3. شمارهٔ ۷می چون سبو کشید، لب می پرست ما
  4. شمارهٔ ۸گوشی نشنیده ست صفیر از قفس ما
  5. شمارهٔ ۹خواهم درین گلستان، دستوری صبا را
  6. شمارهٔ ۱۰از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را
  7. شمارهٔ ۱۱بنگر به رشحهٔ قلمم سلسبیل را
  8. شمارهٔ ۱۲دایم وصیّت این است، از ما معاشران را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.