پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶

درعشق شد به رنگ دگر روزگار ما

تغییر رنگ ماست خزان و بهار ما

از خویش می رویم سبکتر ز بوی گل

بر طرف دامنی ننشیند غبار ما

ابر بهار در عرق شرم غوطه زد

از مایه داری مژه ی اشکبار ما

همچون سپند، زآتش شوق تو می تپید

روزی که داشت خانه به خارا، شرار ما

مانندگرد، کز رم آهو شود بلند

آرام می رمد ز دل بی قرار ما

از تاب رشک در جگر لاله خون کند

داغ تو گر بهار کند، در کنار ما

رفتیم و مانده است به جان چون قلم، حزین

بر صفحه ی زمانه، سخن یادگار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸گوشی نشنیده ست صفیر از قفس ما
  2. شمارهٔ ۹خواهم درین گلستان، دستوری صبا را
  3. شمارهٔ ۱۰از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را
  4. شمارهٔ ۱۱بنگر به رشحهٔ قلمم سلسبیل را
  5. شمارهٔ ۱۲دایم وصیّت این است، از ما معاشران را
  6. شمارهٔ ۱۳شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را
  7. شمارهٔ ۱۴به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
  8. شمارهٔ ۱۵عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.