پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸

گوشی نشنیده ست صفیر از قفس ما

چون شمع، به لب سوخته آید نفس ما

با قافلهٔ لاله درین دشت رفیقیم

گلبانگ خموشی ست فغان جرس ما

کوتاه صفیرم، قفسم را بگذارید

جایی که رسد ناله به فریادرس ما

در پا سر خاریش خلیده ست چو بلبل

هر دل که خروشد به خراش نفس ما

افتاده حزین از سر آن زلف رساتر

در جلوه گری خامه ى مشکین نفس ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را
  2. شمارهٔ ۱۱بنگر به رشحهٔ قلمم سلسبیل را
  3. شمارهٔ ۱۲دایم وصیّت این است، از ما معاشران را
  4. شمارهٔ ۱۳شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را
  5. شمارهٔ ۱۴به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
  6. شمارهٔ ۱۵عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
  7. شمارهٔ ۱۶تا عشق تو دلرباست ما را
  8. شمارهٔ ۱۷شتابان از جهان چون برق رفتن خوش بود ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.