پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷

می چون سبو کشید، لب می پرست ما

در کارگاه سعی، نجنبید دست ما

ما کرده ایم دانه ی دل در زمین عشق

از آسیای چرخ نیاید شکست ما

امروز، زاهد از لب ما بوی می شنید

ای بی خبر ز بزم شراب الست ما

پا در زمین نشئه ی عشرت فشرده ایم

باشد چو تاک، میکده ها زیر دست ما

خمخانه ها تهی شد و ما تشنه لب حزین

می، شد کبابِ حوصله ی دیر مست ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹خواهم درین گلستان، دستوری صبا را
  2. شمارهٔ ۱۰از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را
  3. شمارهٔ ۱۱بنگر به رشحهٔ قلمم سلسبیل را
  4. شمارهٔ ۱۲دایم وصیّت این است، از ما معاشران را
  5. شمارهٔ ۱۳شق کرده ایم پردهٔ پندار خویش را
  6. شمارهٔ ۱۴به خون خلق دادی دست تیغ سرگرانت را
  7. شمارهٔ ۱۵عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را
  8. شمارهٔ ۱۶تا عشق تو دلرباست ما را
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.