فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ درین دریای بی پایان، درین طوفان شورافزا
- شمارهٔ ۶۲ زهی از خار خارت شعله در جان، گلستانها را
- شمارهٔ ۶۳ صبا از منزل سلمی، سلام آورد مستان را
- شمارهٔ ۶۴ گران افتاده لنگر، کوه درد سینه فرسا را
- شمارهٔ ۶۵ مپسند تشنه لب، دل اندوه پیشه را
- شمارهٔ ۶۶ لازم بود مکان طربناک، شیشه را
- شمارهٔ ۶۷ سخن از من کشیدی، شعله ورکردی جهانی را
- شمارهٔ ۶۸ تا سرمه کشد چشم ملامتگر ما را
- شمارهٔ ۶۹ چو لاله با چمن حسن و عشق، خوست مرا
- شمارهٔ ۷۰ وفاپیشگان، دوستداران خدا را
- شمارهٔ ۷۱ از نالهٔ عاشق چه خبر بوالهوسی را
- شمارهٔ ۷۲ ز داغ عشق چون خورشید، دارم چتر شاهی را
- شمارهٔ ۷۳ گناهی نیست عالم سوزی آن آتشین رو را
- شمارهٔ ۷۴ ساقی قدحی در ده، از خود بستان ما را
- شمارهٔ ۷۵ آموخت چو اشکم روش ره سپری را
- شمارهٔ ۷۶ ستم، از ملک دل بیرون کند فرمانروایان را
- شمارهٔ ۷۷ محبّت خون گرمی بخشد این گلبن مثالان را
- شمارهٔ ۷۸ دل دریا گهر، سرمایه بخشید ابر مژگان را
- شمارهٔ ۷۹ دیدم صنمی، های صلا، کعبهنشینها
- شمارهٔ ۸۰ داغند، ز رخسار تو ای رشک چمنها
- شمارهٔ ۸۱ رنگینی دکّان شود آن چشم سیه را
- شمارهٔ ۸۲ نوشیده چمن دردی جام طربش را
- شمارهٔ ۸۳ به آب از آتش می داده ام خاک مصلّا را
- شمارهٔ ۸۴ در بغل آرزو کند، تیغ تو تندخوی را
- شمارهٔ ۸۵ نگارین جلوهٔ من، تا به کی هر جا نهی پا را؟
- شمارهٔ ۸۶ ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان را
- شمارهٔ ۸۷ گذشته است ز گردون لوای رفعت ما
- شمارهٔ ۸۸ به سر گسترده دارد ظلّ عالی، خیل نازش را
- شمارهٔ ۸۹ نبرد جلوهٔ گل جانب گلزار مرا
- شمارهٔ ۹۰ سفید کرد غمت دیده های تار مرا
- شمارهٔ ۹۱ خامه فروهشته بود، آیت تنزیل را
- شمارهٔ ۹۲ بس که چون صبح زند دم ز صفا سینه ما
- شمارهٔ ۹۳ به گلشن غنچه، یاد از نوشخندان می دهد ما را
- شمارهٔ ۹۴ هنوز آغاز رعنایی ست عشق سرکش ما را
- شمارهٔ ۹۵ ز مژگان ساختم گلگون، چنان روی بیابان را
- شمارهٔ ۹۶ چه گیرایی ست یارب جلوه گیسوکمندان را؟
- شمارهٔ ۹۷ به فردا وعده داد امروز جان ناشکیبا را
- شمارهٔ ۹۸ تراوشهای موج خون، کند غمخواری ما را
- شمارهٔ ۹۹ عنان ریز است از هرسو، سپاه عشق بر دلها
- شمارهٔ ۱۰۰ افتاده دو عالم ز نظر، دیدهٔ ما را
- شمارهٔ ۱۰۱ چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما را
- شمارهٔ ۱۰۲ ساقی دوباره پر کن، از باده گوی ما را
- شمارهٔ ۱۰۳ درین فکرم، که تعلیم جبین سازم سجودش را
- شمارهٔ ۱۰۴ در کوچهٔ آن زلف مده راه صبا را
- شمارهٔ ۱۰۵ اگر بیند ز قدّت مصرع برجسته مضمون را
- شمارهٔ ۱۰۶ اگر زردشت، دیدی یک نظر برق عتابش را
- شمارهٔ ۱۰۷ رهی ندارم بغیرکویت، الیک رجعی، لدیک زلفا
- شمارهٔ ۱۰۸ چه حسن است این که مجنون می کند عقل فسونگر را؟
- شمارهٔ ۱۰۹ مکش چون دورگردون بر رخم داغ جدایی را
- شمارهٔ ۱۱۰ نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را
- شمارهٔ ۱۱۱ سر خط تعلیم شد، شیوه استاد را
- شمارهٔ ۱۱۲ تو اگر به شعله شویی خط سرنوشت، ما را
- شمارهٔ ۱۱۳ به آب خضر مفروش آبروی پارسایی را
- شمارهٔ ۱۱۴ آتش زده آن لعل قبا، خانه زین را
- شمارهٔ ۱۱۵ گلرنگ اگر خواهی، این چهره زرین را
- شمارهٔ ۱۱۶ شایدکه دهد آگهی از بوی تو ما را
- شمارهٔ ۱۱۷ در دل تنگ بود جلوهٔ جانان ما را
- شمارهٔ ۱۱۸ مزار فیض بخش ماست گلگشت چمن ما را
- شمارهٔ ۱۱۹ پخته به حکمتی کنم، بادهٔ نارسای را
- شمارهٔ ۱۲۰ شنیدم در قفس از شاخساران شور بلبل را
متن اشعار به نقل از گنجور.