پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ شوری به سر افتاده، رسوای محبت را
  2. شمارهٔ ۱۲۲ شهیدان تو را ای نونهال سرگرانی‌ها
  3. شمارهٔ ۱۲۳ پس از ما تیره‌روزان روزگاری می‌شود پیدا
  4. شمارهٔ ۱۲۴ مکن دشوار از تن پروری آزادی جان را
  5. شمارهٔ ۱۲۵ در فتح باب میکده باشد گشاد ما
  6. شمارهٔ ۱۲۶ نخواهد برد از ما صرف‌های خصم عنید ما
  7. شمارهٔ ۱۲۷ جنون را کارها باقی ست با مشت غبار ما
  8. شمارهٔ ۱۲۸ ۱۲۸ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  9. شمارهٔ ۱۲۹ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  10. شمارهٔ ۱۳۰ ۱۳۰ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  11. شمارهٔ ۱۳۱ ۱۳۱ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  12. شمارهٔ ۱۳۲ نیست هوای بوستان، کنج قفس خزیده را
  13. شمارهٔ ۱۳۳ از زلف تو داریم پریشانی خود را
  14. شمارهٔ ۱۳۴ فکندم چاک‌ها در جیب جان بی‌تابی خود را
  15. شمارهٔ ۱۳۵ ز خورشید قیامت گر کنم بالین سر خود را
  16. شمارهٔ ۱۳۶ نمی‌گوید کسی امروز چرخ بی‌مروت را
  17. شمارهٔ ۱۳۷ ز بیگانه پرداخت بوم و برم را
  18. شمارهٔ ۱۳۸ ۱۳۸غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  19. شمارهٔ ۱۳۹ ۱۳۹غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ۱۴۰غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  21. شمارهٔ ۱۴۱ تمنا چون نسوزد در ضمیر من؟ که می باشد
  22. شمارهٔ ۱۴۲ هلاک جلوه ام قد قیامت دستگاهان را
  23. شمارهٔ ۱۴۳ کشم خط از سواد خامه زلف عنبرافشان را
  24. شمارهٔ ۱۴۴ ای جنت نقد از رخ زیبای تو ما را
  25. شمارهٔ ۱۴۵ ۱۴۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  26. شمارهٔ ۱۴۶ ۱۴۶ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  27. شمارهٔ ۱۴۷ ۱۴۷ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  28. شمارهٔ ۱۴۸ دیده ها واله نظارهٔ مژگان خوشی ست
  29. شمارهٔ ۱۴۹ سنگ و سفال میکده گوهر کند شراب
  30. شمارهٔ ۱۵۰ عاشق مهجور، وصل دلستان بیند به خواب
  31. شمارهٔ ۱۵۱ کامم چشید هر چه نگاهش عتاب داشت
  32. شمارهٔ ۱۵۲ از سوز ناله ام، دل جانان خبر نداشت
  33. شمارهٔ ۱۵۳ ۱۵۳ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  34. شمارهٔ ۱۵۴ ۱۵۴ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  35. شمارهٔ ۱۵۵ ۱۵۵ غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
  36. شمارهٔ ۱۵۶ فتنهٔ روز جزا در قدم جلوهٔ اوست
  37. شمارهٔ ۱۵۷ ساقی از ورع کیشان، مطرب از خموشان است
  38. شمارهٔ ۱۵۸ در مجلس ما خون دل است اینکه به جام است
  39. شمارهٔ ۱۵۹ تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار است
  40. شمارهٔ ۱۶۰ حرف غم عشق از لب خندان که جسته ست؟
  41. شمارهٔ ۱۶۱ دمیدن از سمنش مشک ناب نزدیک است
  42. شمارهٔ ۱۶۲ عهد پیرانه سری، عشق جوان افتاده ست
  43. شمارهٔ ۱۶۳ در پی دلشدگان غمزه ی طنازی هست
  44. شمارهٔ ۱۶۴ دارد سر ما شورش سودایی اگر هست
  45. شمارهٔ ۱۶۵ آوازه ام از رتبه گفتار بلند است
  46. شمارهٔ ۱۶۶ از بس که تو را خوی، به عشاق گران است
  47. شمارهٔ ۱۶۷ به باغ راه خزان و بهار نتوان بست
  48. شمارهٔ ۱۶۸ بر سر خود دهدم جا، خم پاکیزه سرشت
  49. شمارهٔ ۱۶۹ آب حیات در رقم مشک فام ماست
  50. شمارهٔ ۱۷۰ هزار رنگ گل داغ در کنار من است
  51. شمارهٔ ۱۷۱ چه دولتی است که دردت نصیب جان من است!
  52. شمارهٔ ۱۷۲ لعلت حیات بخش دل و جان عاشق است
  53. شمارهٔ ۱۷۳ از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست
  54. شمارهٔ ۱۷۴ یاری که غمی می برد از یاد، شراب است
  55. شمارهٔ ۱۷۵ به گرد عارض او خط عنبرین پیداست
  56. شمارهٔ ۱۷۶ عالم تمام از رخ جانانه روشن است
  57. شمارهٔ ۱۷۷ احساس مبدل شد و محسوس همان است
  58. شمارهٔ ۱۷۸ صبح را لمعهٔ نور از ید بیضای دل است
  59. شمارهٔ ۱۷۹ ای وقف شهیدان تو صحرای قیامت
  60. شمارهٔ ۱۸۰ تلقین حجت از لب جانانم آرزوست

متن اشعار به نقل از گنجور.