پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ زان پیشتر که باده به پیمانه آشناست
  2. شمارهٔ ۱۸۲ دیده تا بر هم زدم سامان باغ از دست رفت
  3. شمارهٔ ۱۸۳ قدح تا گرفتم بهاری به سر رفت
  4. شمارهٔ ۱۸۴ تیغت به سرم خمار نگذاشت
  5. شمارهٔ ۱۸۵ نه تنها گل گریبان چاک بازار است از دستت
  6. شمارهٔ ۱۸۶ پیغام غنچه با دم مشکل گشای کیست؟
  7. شمارهٔ ۱۸۷ یا رب این غنچه دهن مست ز میخانهٔ کیست؟
  8. شمارهٔ ۱۸۸ گرمی مهر، به ویرانه و آباد یکی ست
  9. شمارهٔ ۱۸۹ حق را بطلب مسجد و میخانه کدام است؟
  10. شمارهٔ ۱۹۰ شمع سان با تو شبم رفت و تمنا مانده ست
  11. شمارهٔ ۱۹۱ به تن ز بادهٔ عشق تو رنگ و بو کافی ست
  12. شمارهٔ ۱۹۲ زان شراری که نهان در دل خارا می سوخت
  13. شمارهٔ ۱۹۳ فروغ آن گل رخسار بی نقابم سوخت
  14. شمارهٔ ۱۹۴ نگاه گوشهٔ آن چشم میگسارم سوخت
  15. شمارهٔ ۱۹۵ آمد آن شمع شبی بر سر و، سامانم سوخت
  16. شمارهٔ ۱۹۶ اشکم نمک به یاد لبت در ایاغ ریخت
  17. شمارهٔ ۱۹۷ در دل چو به یاد رخ او نور فرو ریخت
  18. شمارهٔ ۱۹۸ مجنون مرا شور تو بی پا و سر انداخت
  19. شمارهٔ ۱۹۹ هر زهر که چشمت به ایاغ دل ما ریخت
  20. شمارهٔ ۲۰۰ زانرو که زد به بلبل پرشور، پشت دست
  21. شمارهٔ ۲۰۱ از داغ او سرم به گریبان آتش است
  22. شمارهٔ ۲۰۲ کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست
  23. شمارهٔ ۲۰۳ بی شمع می، به بزم دل و دیده نور نیست
  24. شمارهٔ ۲۰۴ در خاطر خدنگ قضا هر نهان که هست
  25. شمارهٔ ۲۰۵ خورشید و ماه آینهٔ حسن یار نیست
  26. شمارهٔ ۲۰۶ لب از خون تر کنم گر ساغری نیست
  27. شمارهٔ ۲۰۷ تا دل از خود نرود، حال پریشانی هست
  28. شمارهٔ ۲۰۸ دل گواه است که در پرده دلارایی هست
  29. شمارهٔ ۲۰۹ درین زمانه نه یاری نه غمگساری هست
  30. شمارهٔ ۲۱۰ دل خوردن عشاق تو کار دگران نیست
  31. شمارهٔ ۲۱۱ عاشق حریف حملهٔ شیر دلیر نیست
  32. شمارهٔ ۲۱۲ در راه محبت، سر اگر شد قدمی هست
  33. شمارهٔ ۲۱۳ نخلم از گریه در آب است و ثمر پیدا نیست
  34. شمارهٔ ۲۱۴ چشم صاحب نظران در پی دنیاست که نیست
  35. شمارهٔ ۲۱۵ با مستی غمت به شراب احتیاج نیست
  36. شمارهٔ ۲۱۶ می عشق است که عالم همه میخانهٔ اوست
  37. شمارهٔ ۲۱۷ دل در حریم وصل تو، پا را نگه نداشت
  38. شمارهٔ ۲۱۸ گرتو را روی زمین خواهش ماوای خوشی ست
  39. شمارهٔ ۲۱۹ ای تازه به دیدار تو ایمان خرابات
  40. شمارهٔ ۲۲۰ ای یوسف مصر از تو گرفتار محبت
  41. شمارهٔ ۲۲۱ بلبل و پروانه را عشق گریبان گرفت
  42. شمارهٔ ۲۲۲ ز لنگر دل دیوانه، عشق بند گسست
  43. شمارهٔ ۲۲۳ در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت
  44. شمارهٔ ۲۲۴ صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاست
  45. شمارهٔ ۲۲۵ دور از در تو روضه ی رضوان به ما نساخت
  46. شمارهٔ ۲۲۶ گل خزان زده ام، زندگی ملال من است
  47. شمارهٔ ۲۲۷ گرچه پیمانه ی می مشرق نور دگر است
  48. شمارهٔ ۲۲۸ مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است
  49. شمارهٔ ۲۲۹ رخسار تو را تازگی از چشم تر کیست؟
  50. شمارهٔ ۲۳۰ برخاست دل ز سینه و پیکان فرو نشست
  51. شمارهٔ ۲۳۱ ما را تن ضعیف به زندان عالم است
  52. شمارهٔ ۲۳۲ حیرانی من محرم آن روی چو ماه است
  53. شمارهٔ ۲۳۳ در کوی تو نقش قدمم، حالتم این است
  54. شمارهٔ ۲۳۴ از آن، سرم به هوای تو مایل افتاده ست
  55. شمارهٔ ۲۳۵ روزی که حجت از خلق، خواهند در قیامت
  56. شمارهٔ ۲۳۶ زاهد از ساغر شراب گریخت
  57. شمارهٔ ۲۳۷ کون و مکان به زیر نگین قناعت است
  58. شمارهٔ ۲۳۸ لطف و قهرت به من سوخته جان هر دو یکی ست
  59. شمارهٔ ۲۳۹ هیچ معلوم نشد، دیده تماشایی کیست؟
  60. شمارهٔ ۲۴۰ مژگان سرکشت، رگ جان ها گرفته است

متن اشعار به نقل از گنجور.