پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ تو را چه غم که به درد تو مبتلایی هست؟
  2. شمارهٔ ۲۴۲ از کوی تو تا کلبه ی ما فاصله ای نیست
  3. شمارهٔ ۲۴۳ اشک چشم من و شراب یکیست
  4. شمارهٔ ۲۴۴ چون صبح به بر، دیدهٔ من پیرهنی داشت
  5. شمارهٔ ۲۴۵ یک دل به دیاری که وفا صاحب تاج است
  6. شمارهٔ ۲۴۶ کی دیده تنها چو دل آغشته به خون است؟
  7. شمارهٔ ۲۴۷ بتی دارم که دل دیوانهٔ اوست
  8. شمارهٔ ۲۴۸ گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوست
  9. شمارهٔ ۲۴۹ گل داغ است که صحرای دلم خرّم ازوست
  10. شمارهٔ ۲۵۰ اسرار تو با زاهد و ملّا نتوان گفت
  11. شمارهٔ ۲۵۱ تا شمع من ز دیدهٔ شب زنده دار رفت
  12. شمارهٔ ۲۵۲ در شب شیب، گرانتر شده خوابی که مراست
  13. شمارهٔ ۲۵۳ می به بزم ما امشب، از رمیده هوشان است
  14. شمارهٔ ۲۵۴ دل در هوس نرگس مستانه اسیر است
  15. شمارهٔ ۲۵۵ تا شمع دل، افروخته بزم حضور است
  16. شمارهٔ ۲۵۶ برهمن مذهبان زنار بندانند از مویت
  17. شمارهٔ ۲۵۷ الهی به قربان سرگشتگانت
  18. شمارهٔ ۲۵۸ عشق است به دل شور بیابان قیامت
  19. شمارهٔ ۲۵۹ هر زخم که از ناوک آن تازه نهال است
  20. شمارهٔ ۲۶۰ آزادی ما از غم کونین کران داشت
  21. شمارهٔ ۲۶۱ رسوا شدهٔ عشق تو را چاره نکو نیست
  22. شمارهٔ ۲۶۲ گل بی تو مرا به دیده خار است
  23. شمارهٔ ۲۶۳ فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت
  24. شمارهٔ ۲۶۴ بی کس تر ازین عاشق دل خسته کسی نیست
  25. شمارهٔ ۲۶۵ برآ از خویش زاهد، وقت شبگیر خرابات است
  26. شمارهٔ ۲۶۶ بار ستم یار، گران است و گران نیست
  27. شمارهٔ ۲۶۷ عشق اگر یار شود، سود و زیان این همه نیست
  28. شمارهٔ ۲۶۸ به گل ترانهٔ مرغان بی نوا عبث است
  29. شمارهٔ ۲۶۹ داغی که ز شورابهٔ اشکم نمکین است
  30. شمارهٔ ۲۷۰ تا نقش خط آن آینه رخسار کشیده ست
  31. شمارهٔ ۲۷۱ غبار کلفت ایام، آشنا نگذاشت
  32. شمارهٔ ۲۷۲ کار دل و خراش، به هم عشق واگذاشت
  33. شمارهٔ ۲۷۳ خوش آنکه، دلم در شکن زلف تو جا داشت
  34. شمارهٔ ۲۷۴ نسرین به چمن برندمد گر بدن این است
  35. شمارهٔ ۲۷۵ تو را نمودم و گفتم به دل، که یار این است
  36. شمارهٔ ۲۷۶ تن سختی کشم نزار دل است
  37. شمارهٔ ۲۷۷ خورشید به حسن یار من نیست
  38. شمارهٔ ۲۷۸ هر چه بستیم و گشودیم عبث
  39. شمارهٔ ۲۷۹ با رنگ لعلی تو، به صهبا چه احتیاج؟
  40. شمارهٔ ۲۸۰ ای در نظر ناز تو، سلطان و گدا هیچ
  41. شمارهٔ ۲۸۱ نبود خطری در ره بی پا و سران هیچ
  42. شمارهٔ ۲۸۲ ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچ
  43. شمارهٔ ۲۸۳ صور قیامت دمید، نالهء مرغان صبح
  44. شمارهٔ ۲۸۴ ای نگاه تو پی غارت دلها گستاخ
  45. شمارهٔ ۲۸۵ آسان نه به پیمانهٔ سرشار شود سرخ
  46. شمارهٔ ۲۸۶ بهل آهنگ سلطانی درین کاخ
  47. شمارهٔ ۲۸۷ زان شمع گلعذاران، هرجا سخن برآید
  48. شمارهٔ ۲۸۸ اشکم از دیده به دنبال کسی می‌آید
  49. شمارهٔ ۲۸۹ چون نخل تو از ناز گرانبار برآید
  50. شمارهٔ ۲۹۰ دمی که حرف وداعت به گوش می‌آید
  51. شمارهٔ ۲۹۱ به آیینی که ترسازاده از بتخانه می‌آید
  52. شمارهٔ ۲۹۲ طرب ای دل که یار می آید
  53. شمارهٔ ۲۹۳ صبا را گرد سر گردم، که از کوی تو می‌آید
  54. شمارهٔ ۲۹۴ سیه‌چشمی دلم را از پی تسخیر می‌آید
  55. شمارهٔ ۲۹۵ از مزرع آمال چه امّید برآید
  56. شمارهٔ ۲۹۶ به خاطر چون خیال لعل آن رنگین عتاب آید
  57. شمارهٔ ۲۹۷ سحر ز هاتف میخانه ام سروش آمد
  58. شمارهٔ ۲۹۸ شب زلف تو در خیالم آمد
  59. شمارهٔ ۲۹۹ یک ره به سر تربتم از ناز نیامد
  60. شمارهٔ ۳۰۰ شبی ز هجر تو ما را به سر نمی‌آید

متن اشعار به نقل از گنجور.