پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ عشق سرکش، به فغان، زین دل ناشاد آمد
  2. شمارهٔ ۳۰۲ کند بر تخت عزت جا، چو از تن جان برون آید
  3. شمارهٔ ۳۰۳ نقاب از چهره بگشا تا ز غربت جان برون آید
  4. شمارهٔ ۳۰۴ از ناز نقش پایت، بر خاک مشکل آید
  5. شمارهٔ ۳۰۵ غرور ناز با کوه تحمّل برنمی‌آید
  6. شمارهٔ ۳۰۶ تاکی ز جوی هر مژه ام اشک و خون رود
  7. شمارهٔ ۳۰۷ ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشد
  8. شمارهٔ ۳۰۸ نالم به اثر گر غم او یار نباشد
  9. شمارهٔ ۳۰۹ خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
  10. شمارهٔ ۳۱۰ دل هر قطره‌ای دریای اسرار تو می‌باشد
  11. شمارهٔ ۳۱۱ ز خاموشی دلم را پاس الفت مدعا باشد
  12. شمارهٔ ۳۱۲ مرا آزادگی شیرازهٔ آمال می باشد
  13. شمارهٔ ۳۱۳ گر رخ به ما نمایی، ای خوش لقا چه باشد؟
  14. شمارهٔ ۳۱۴ خوش آن عاشق که شیدای تو باشد
  15. شمارهٔ ۳۱۵ از غم، دل حیران چه خبر داشته باشد؟
  16. شمارهٔ ۳۱۶ جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟
  17. شمارهٔ ۳۱۷ دل آزاده، باخدا باشد
  18. شمارهٔ ۳۱۸ خورشید، درین کلبه شب افروز نباشد
  19. شمارهٔ ۳۱۹ ضمیر جمع روشن، بی صفا هرگز نمی باشد
  20. شمارهٔ ۳۲۰ نشان وحشی من در دل بی کینه پیدا شد
  21. شمارهٔ ۳۲۱ فروزان چهره چون شمع آمدی، دلها تسلّی شد
  22. شمارهٔ ۳۲۲ ای سیل مرگ، بی تو دل تشنه آب شد
  23. شمارهٔ ۳۲۳ سر رشته صبری که ز دل رفت و نهان شد
  24. شمارهٔ ۳۲۴ از سبزه سبز، پشت لب جویبار شد
  25. شمارهٔ ۳۲۵ درکارگاه غیب چو طرح لباس شد
  26. شمارهٔ ۳۲۶ افزود خواب غفلت جاهل چو پیر شد
  27. شمارهٔ ۳۲۷ پری گر وا کنم، پروانهٔ شمع تو خواهم شد
  28. شمارهٔ ۳۲۸ فقرم کجا ز جلوهٔ دنیا زبون شود؟
  29. شمارهٔ ۳۲۹ جگر تشنه ام از لعل تو سیراب شود
  30. شمارهٔ ۳۳۰ خجل در برم، عقل نادان نشیند
  31. شمارهٔ ۳۳۱ بفشه چون ز بناگوش یار برخیزد
  32. شمارهٔ ۳۳۲ فروزان کن ز رخ، کاشانهای چند
  33. شمارهٔ ۳۳۳ خوشا شمعی که سر تا پا بسوزد
  34. شمارهٔ ۳۳۴ نگاه گرم، چو رخسار آتشین تو بوسد
  35. شمارهٔ ۳۳۵ روی تو به خورشید فلک نور فروشد
  36. شمارهٔ ۳۳۶ در دیدهٔ من غیر رخ یار نگنجد
  37. شمارهٔ ۳۳۷ نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
  38. شمارهٔ ۳۳۸ قاصدی کو که پیامی برِ دل‌دار برد؟
  39. شمارهٔ ۳۳۹ با تیغ‌بازی مژه‌ات جان که می‌برد؟
  40. شمارهٔ ۳۴۰ در صیدگاه ناز تو بسمل به خون تپد
  41. شمارهٔ ۳۴۱ دمی که از رخ ساقی خوی حجاب چکد
  42. شمارهٔ ۳۴۲ بوی زلفی به گریبان صبا ریخته اند
  43. شمارهٔ ۳۴۳ چو سنبل تو به طرف سمن فرو ریزد
  44. شمارهٔ ۳۴۴ مبادا رو کسی زان قبلهٔ ابرو بگرداند
  45. شمارهٔ ۳۴۵ درکشوری که مهر و وفا می فروختند
  46. شمارهٔ ۳۴۶ شلایین نرگسش مست شراب آلوده را ماند
  47. شمارهٔ ۳۴۷ کوته نظران زلف سیه کار ندانند
  48. شمارهٔ ۳۴۸ خوبان به ره مهر و وفا پا نگذارند
  49. شمارهٔ ۳۴۹ حریف عیش جهان بی دماغ می ماند
  50. شمارهٔ ۳۵۰ رخ تو رونق صبح بهار می شکند
  51. شمارهٔ ۳۵۱ شوریده دلی دارم، دیوانه چنین باید
  52. شمارهٔ ۳۵۲ دلم که شاهد امّید، در کنار ندید
  53. شمارهٔ ۳۵۳ اهل نظر، از آن در یکتا چه دیده اند
  54. شمارهٔ ۳۵۴ از دلم برخاست دودی، آسمان آمد پدید
  55. شمارهٔ ۳۵۵ جایی که از سپند نگردد فغان بلند
  56. شمارهٔ ۳۵۶ در دل غم آن لاله عذار است ببینید
  57. شمارهٔ ۳۵۷ بهار شد که چمن جام ارغوان گیرد
  58. شمارهٔ ۳۵۸ از ما فلک دون چه به یغما بستاند؟
  59. شمارهٔ ۳۵۹ خواهم به دل آن نرگس مستانه در افتد
  60. شمارهٔ ۳۶۰ زهر غم هجر تو به جان کارگر افتاد

متن اشعار به نقل از گنجور.