پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ بی پا و سر ز قدر و شرف کام می برد
  2. شمارهٔ ۳۶۲ از پرده چو خواهد، گل رخسار برآرد
  3. شمارهٔ ۳۶۳ کشم چو آه، دل ناتوان بیاساید
  4. شمارهٔ ۳۶۴ اگر نسیم نباشد که زلف بگشاید؟
  5. شمارهٔ ۳۶۵ صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد؟
  6. شمارهٔ ۳۶۶ در این دو هفته که با گل مدار می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۳۶۷ گریبان چاکم و جانان مرا دیوانه پندارد
  8. شمارهٔ ۳۶۸ هوای عشق برونم ز ننگ و نام کشید
  9. شمارهٔ ۳۶۹ لب تشنهٔ تیغیم، ز کوثر چه گشاید؟
  10. شمارهٔ ۳۷۰ ترسم از چشم خوشت غافل نگاهی سر زند
  11. شمارهٔ ۳۷۱ ساغر نزنم تا بتوان خون جگر زد
  12. شمارهٔ ۳۷۲ به خاموشی صفیر آشنایی می توانم زد
  13. شمارهٔ ۳۷۳ گر به شوخی شرری در پر پروانه زدند
  14. شمارهٔ ۳۷۴ تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند
  15. شمارهٔ ۳۷۵ بیخودان بانگ اناالحق که درین دار زدند
  16. شمارهٔ ۳۷۶ یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود
  17. شمارهٔ ۳۷۷ شب که در خلوت اندیشه تمنّای تو بود
  18. شمارهٔ ۳۷۸ بزم وصل است و غم هجر همان است که بود
  19. شمارهٔ ۳۷۹ با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
  20. شمارهٔ ۳۸۰ محرومی وصال تو دل را نوید بود
  21. شمارهٔ ۳۸۱ یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
  22. شمارهٔ ۳۸۲ طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
  23. شمارهٔ ۳۸۳ همّت ما مدد پیر و جوان خواهد بود
  24. شمارهٔ ۳۸۴ امشب که دل در آتش آن گلعذار بود
  25. شمارهٔ ۳۸۵ در دیده مرا بی تو پریشان نظری بود
  26. شمارهٔ ۳۸۶ امشب که از فروغ رخش، لاله داغ بود
  27. شمارهٔ ۳۸۷ ز حشر مستی ما را چه باک خواهد بود؟
  28. شمارهٔ ۳۸۸ حاشا که دل به درد تو دادن نهان بود
  29. شمارهٔ ۳۸۹ به قامت شاخ گل را از دمیدن باز می دارد
  30. شمارهٔ ۳۹۰ خوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
  31. شمارهٔ ۳۹۱ آن یار بی حقیقت، پاس وفا ندارد
  32. شمارهٔ ۳۹۲ به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
  33. شمارهٔ ۳۹۳ گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
  34. شمارهٔ ۳۹۴ به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
  35. شمارهٔ ۳۹۵ دلِ شاد، رند می آشام دارد
  36. شمارهٔ ۳۹۶ دل بیگانه مشرب با نگاه آشنا دارد
  37. شمارهٔ ۳۹۷ طرب یعقوب من در گوشهٔ بیت الحزن دارد
  38. شمارهٔ ۳۹۸ نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد
  39. شمارهٔ ۳۹۹ دل در خم زلف او سودای دگر دارد
  40. شمارهٔ ۴۰۰ حریفان هر که را دیدیم در دل کلفتی دارد
  41. شمارهٔ ۴۰۱ مرغ اسیری که زخم خار ندارد
  42. شمارهٔ ۴۰۲ نکهت زلف تو را شمال ندارد
  43. شمارهٔ ۴۰۳ دل بی جهت شکایتی از روزگار کرد
  44. شمارهٔ ۴۰۴ من شعله ام، به پیرهنم هر که خار کرد
  45. شمارهٔ ۴۰۵ در دل سخت تو هر چند که جا نتوان کرد
  46. شمارهٔ ۴۰۶ طرّهٔ ناز را دو تا کرد که کرد؟ یار کرد
  47. شمارهٔ ۴۰۷ بلبل به گلستان سخن از روی تو می کرد
  48. شمارهٔ ۴۰۸ چند پرسی نگهش با دل افگار چه کرد
  49. شمارهٔ ۴۰۹ دلم از زمزمه عشق پریشان می‌کرد
  50. شمارهٔ ۴۱۰ از وصل، دل بی سر و پا را که خبر کرد؟
  51. شمارهٔ ۴۱۱ بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد
  52. شمارهٔ ۴۱۲ کف چون تهی‌ست جوهر انسان چه می‌کند؟
  53. شمارهٔ ۴۱۳ سر زلفی به عالم دام کردند
  54. شمارهٔ ۴۱۴ اشکم نمک به دامن ناسور می کند
  55. شمارهٔ ۴۱۵ آنها که خاکِ راهِ تو را توتیا کنند
  56. شمارهٔ ۴۱۶ لبت به پیرهن تنگ غنچه خار کند
  57. شمارهٔ ۴۱۷ میگساران چو هوای گل و شمشاد کنید
  58. شمارهٔ ۴۱۸ شامی که مست صبح امیدش نمی کنند
  59. شمارهٔ ۴۱۹ لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
  60. شمارهٔ ۴۲۰ شیرین لبان چو بزم می لاله گون کنند

متن اشعار به نقل از گنجور.