فهرست اشعار
- شمارهٔ ۴۸۱ کی از ما چشم صورت بین مردم حال می بیند؟
- شمارهٔ ۴۸۲ کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟
- شمارهٔ ۴۸۳ نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
- شمارهٔ ۴۸۴ من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟
- شمارهٔ ۴۸۵ ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
- شمارهٔ ۴۸۶ باد صبا فسانهٔ زلف تو ساز کرد
- شمارهٔ ۴۸۷ آب و رنگی به چمن فیض گلستان تو داد
- شمارهٔ ۴۸۸ سبزه دور از تو، مغیلان به نظر می آید
- شمارهٔ ۴۸۹ خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید
- شمارهٔ ۴۹۰ خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید
- شمارهٔ ۴۹۱ نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد
- شمارهٔ ۴۹۲ پیمانه، گرد کلفت صد ساله می برد
- شمارهٔ ۴۹۳ بانگی به حریفان فرو رفته صبا زد
- شمارهٔ ۴۹۴ کدامین آتشین رخسار گرم خودنمایی شد؟
- شمارهٔ ۴۹۵ به سنگ حادثه خونم چو پایمال شود
- شمارهٔ ۴۹۶ ز نخجیر دلیرم غمزهٔ صیاد می لرزد
- شمارهٔ ۴۹۷ نه هرکه طبل و علم ساخت سروری داند
- شمارهٔ ۴۹۸ زاهد از حلقهٔ ما چون دگران برخیزد
- شمارهٔ ۴۹۹ بهار جلوه چون ره برگلستان تو اندازد
- شمارهٔ ۵۰۰ شراب اشک تلخم، چاشنی از نقل تر گیرد
- شمارهٔ ۵۰۱ معشوق اگر میل وفا داشته باشد
- شمارهٔ ۵۰۲ سحاب خامه من جز در خوشاب ندارد
- شمارهٔ ۵۰۳ از آن بر گرد دنیا چشم عشرت کیش می گردد
- شمارهٔ ۵۰۴ مباحث نظری مرد داد می خواهد
- شمارهٔ ۵۰۵ دارم از عشق و جنون سلسله جنبانی چند
- شمارهٔ ۵۰۶ زد آتش در دلم چون شمع، دیدار این چنین باید
- شمارهٔ ۵۰۷ موج حیات از آن گل رخساره نگسلد
- شمارهٔ ۵۰۸ در خاره، خدنگ نگهت کار نماید
- شمارهٔ ۵۰۹ رهرو وادی عشق، آبله پا می باید
- شمارهٔ ۵۱۰ عیش ار به دل آبله ناکم گذرانند
- شمارهٔ ۵۱۱ مردان نظر از نرگس فتّان تو یابند
- شمارهٔ ۵۱۲ من چشمم و عالم همه خار است ببینید
- شمارهٔ ۵۱۳ خمارین نرگسش، می در رگ خمّار نگذارد
- شمارهٔ ۵۱۴ سبک از جا رود، هرکس که با ما یار میگردد
- شمارهٔ ۵۱۵ خوش آنکه یار، کله گوشهٔ وفا شکند
- شمارهٔ ۵۱۶ چون شمع ز خود گرم شتابم به دمی چند
- شمارهٔ ۵۱۷ ز مرد کار، دل روزگار می لرزد
- شمارهٔ ۵۱۸ ازین دهشت که هجرانی مبادا در کمین باشد
- شمارهٔ ۵۱۹ تبسم شرمگین ز آن غنچهٔ خودکام می بارد
- شمارهٔ ۵۲۰ فسانهٔ شب غم را چراغ می فهمد
- شمارهٔ ۵۲۱ خورشید بندهٔ توست، اقرار می نماید
- شمارهٔ ۵۲۲ از کارگاه نسبت، هرکس لباس پوشد
- شمارهٔ ۵۲۳ نشد شبی که می خونم از سبو نچکد
- شمارهٔ ۵۲۴ سپهر سفله پرور در شکستم راحتی یابد
- شمارهٔ ۵۲۵ بدآموز وفا کی قدر ناز یار می داند؟
- شمارهٔ ۵۲۶ دستان زن عشرتکده، فریاد نداند
- شمارهٔ ۵۲۷ به سینه چون مژهٔ او سنان بجنباند
- شمارهٔ ۵۲۸ خمش زخوی تو عاشق بود زبانش و لرزد
- شمارهٔ ۵۲۹ از یاد شکّرخندهاش، تلخی هجران شد لذیذ
- شمارهٔ ۵۳۰ اثر چون نیست در فریاد ما، پاس نفس بهتر
- شمارهٔ ۵۳۱ در حضرت شاهان، دل گمراه نگهدار
- شمارهٔ ۵۳۲ برکف، دل سی پارهٔ عشّاق نگهدار
- شمارهٔ ۵۳۳ کام طمع ز لذت دنیا نگاه دار
- شمارهٔ ۵۳۴ ای دل، به ناله از جگر خاره خون برآر
- شمارهٔ ۵۳۵ ای صبا نکته ای از لعل شکربار بیار
- شمارهٔ ۵۳۶ ای دل همه لافی سخن حوصله بگذار
- شمارهٔ ۵۳۷ بی تو در پیرهن نامیه، خار است بهار
- شمارهٔ ۵۳۸ سبز شد خط لبّ یار، بهار است بهار
- شمارهٔ ۵۳۹ هر سو به جلوه بردی، صبر و قرار دیگر
- شمارهٔ ۵۴۰ من خراباتیم ای شوخ، مرا یار مگیر
متن اشعار به نقل از گنجور.